کوچه های دلم

اینجا کسی است پنهان همچون خیال در دل .....مولانا

کوچه های دلم

اینجا کسی است پنهان همچون خیال در دل .....مولانا

این واژه ها نام تو را ردیف می کنند



یخ کرده ام


و این واژه ها هر روز


نام تو را ردیف می کنند


رویا می بافم


و این رویاها


دلتنگی هایم را


درمان نمی کنند


آسمانم ابری است


و گلدانهای لب پنجره


 تشنه ی باران

هنوز     

و من، خسته تر از هر ستاره ای


طلوع خورشید را به انتظار نشسته ام


 

پنج شنبه



پنج شنبه ها را به انتظار نمی نشینم


که از پس هر پنج شنبه ای


جمعه ی غم انگیزی


تنهایی های مرا


به انتظار نشسته است


کاش باران می بارید

 

کی می آیی؟


باید به فردا فکر کنم


شاید فردا


 روز آمدنت باشد

وقتی نیستی



آغوش


واژه ی غریبی است


وقتی تو در کنارم نیستی

حقیقت دارد


حقیقت دارد


من تمام تو را


در یک روز سرد زمستان


عاشق شدم


و بوسه


در رویاهایم متولد شد


باران


باران


یعنی آمدن تو


وقتی از چشم های من


 می ریزد

تصویر در اینه


در آینه


 سکوت می کنم


و تصویر من


لبخندت را قاب می گیرد


کمی از عشق سخن بگو

 

احیاء



امشب هم


نیامدی


برای نیامدنت


احیاء گرفته ام