خیالم
زندانی نگاهت
چشم هایت را نبند
تو سکوت کردی
و از میان دلتنگی هایم
شاعری متولد شد
که فقط
نام تو را می نوشت
امشب هم
مثل تمام شب های نبودنت
تنهایم
کمی بیشتر
کمی تنهاتر
*عشق یعنی حالت خوب باشد
بفهم عزیزم
من با تو خوبم
خیلی خوب
پ.ن: * دیالوگ بهرام رادان در فیلم پل چوبی
ماندن
دلیل می خواهد
چشم هایت...
خواب تو را می بینم
نقاش می شوم
صدایت را می شنوم
مو سیقیدان
نبودنت
شاعرم می کند
پنجره های بسته
حرفی برای گفتن ندارند
چترت را بردار
باران خواهد بارید
لبخند بزن
بگذار پاییز
شرم کند
از آمدنش
تو فقط
تمام عمر نگاهم کن
بگذارچشمهایت
فرش خیالم شود