کوچه های دلم

اینجا کسی است پنهان همچون خیال در دل .....مولانا

کوچه های دلم

اینجا کسی است پنهان همچون خیال در دل .....مولانا

خیال آمدنت



واژه ها سقوط می کنند


وقتی آسمان


زمین را باور ندارد


این شعرهای تشنه


به انتظار آمدنت می مانند


باران خواهد بارید


وواژه های ویران شده


عاشقانه شعر می شوند


طغیان وازه ها



طغیان واژه ها


در دامن تو


شعر می شود


وقتی گیسوانت


آسمان را با زمین


آشتی می دهد

قفل



گاهی


شبیه این قفل ها می شوم


ساکت و صبور


با بغضی که


خیال باز شدن ندارد



پ.ن: عکس دیوار چین با قفل هایی که زوجهای جوان برای مستحکم شدن ارتباطشون به روی آن نصب می کنند .

سفر به واژه ها



بیا


به واژه ها سفر کنیم


تابستان


فصل خوبی برای عاشق شدن نیست


من پاییز را دوست تر می دارم


عاشق که باشم


پاییز هر روز


در من زاده می شود



گم نمی شوی



بالاخره تو را


در یکی از همین چهارشنبه ها


پیدا می کنم


تو را که گم شدی


در رویاهای من

جنون شعر



وقتی نیستی


شعرهایم


بوی مهربانی نمی دهند


پنجره های بسته ای که


همیشه سکوت می کنند


و باران


که در نگاه من


به خواب رفته است


کاش جنون شعر


به شعرهایم باز می گشت



تا باریدنت



تمام رویاهای ندیده ام را نذر تو کرده ام


آفتاب را بخشیده ام


و باران را


و هر لحظه


به انتظار هق هق آسمان


نشسته ام


تا باریدنت